چرا برج های ارتباطی همچنان از فولاد Q355 به جای Q390/Q420 با استحکام بالاتر استفاده می کنند؟? چشم انداز 30 ساله یک مهندس میدانی
▸ محتویات - برای پرش کلیک کنید
من. مقدمه - پازل انتخاب فولاد
من از سال 1989 در بازی ساخت و ساز فولادی بودم - به عنوان شاگرد جوشکار در یک کارخانه کشتی سازی در گوانگدونگ شروع کردم., به سمت ساخت سازه رفت, و بیست و پنج سال گذشته را به عنوان ناظر و مشاور میدانی در پروژه های برج های ارتباطی در سراسر آسیا گذرانده است., آفریقا, و خاورمیانه. در طول آن دهه ها, من برج هایی را روی قله های کوه در نپال ساخته ام, در شن های صحرا در عربستان سعودی, و در مناطق طوفان در فیلیپین. و یک سوال مدام از مهندسان جوان مطرح می شود, از بچه های تدارکات, حتی از مشتریان: “چرا ما همچنان از Q355 برای این برج ها استفاده می کنیم؟? چرا Q390 یا Q420 نه? آیا فولاد قوی تر بهتر نیست?” بدیهی به نظر می رسد, درست است? فولاد قوی تر به معنای مواد کمتر است, برج های سبک تر, شاید پایه های ارزان تر. اما دنیای واقعی به این سادگی نیست. من پروژه هایی را دیده ام که در آن شخصی Q420 را مشخص کرده است “صرفه جویی در وزن,” و با گرانی تمام شد, جوش رد می کند, و تاخیرهایی که هر گونه پس انداز نظری را از بین برد. من همچنین برج هایی را در مناطق با باد شدید دیده ام که Q355 برای چهل سال کاملاً کافی بود., و برج هایی که ممکن است Q390 از برخی مشکلات خوردگی جلوگیری کرده باشد - اما این داستان دیگری است. بنابراین این مقاله تلاش من برای پاسخ به این سوال اصلی است, بر اساس بیش از سی سال ساختن این چیزها, نه فقط خواندن مشخصات. ما به متالورژی نگاه خواهیم کرد, اقتصاد, کاربردهای ساخت و نصب, و عملکرد بلند مدت. و برخی از شکستها را که شاهد آن بودهام به وجود میآورم - زیرا از شکستها بیشتر یاد میگیریم تا از موفقیتها. بنابراین اگر شما یک مهندس هستید که فولاد را برای یک برج مشخص می کند, یا مدیر پروژه ای که سعی می کند بودجه و عملکرد را متعادل کند, ادامه مطلب. این چیزهایی است که در مدرسه به شما یاد نمی دهند.
1.1 پیشینه انتخاب مواد فولادی برای برج های ارتباطی
دکل های ارتباطی اکنون همه جا هستند - دکل های مخابراتی, برجهای رادیویی, برج های رله مایکروویو. آنها از تک قطبی های کوچک 20 متری تا سازه های شبکه ای عظیم 300 متری را شامل می شوند. و فولادی که آنها از آن ساخته شده اند در طول سال ها تکامل یافته است. در دهه 1980, ما از A36 استفاده کردیم (قدیمی 235 فولاد بازده MPa) برای اکثر برج ها. سپس Q235 در چین رایج شد, و Q345 (سلف Q355) شروع به تصاحب کرد. اکنون Q355 پیش فرض اکثر پروژه های برج در آسیا و به طور فزاینده ای در آفریقا و خاورمیانه است. اما چرا? پاسخ در ترکیبی از عوامل نهفته است: در دسترس بودن, هزینه, قابلیت ساخت, و کد مورد نیاز. Q355 یک فولاد ساختاری کم آلیاژ با مقاومت بالا با حداقل استحکام تسلیم است 355 مگاپاسکال. دهها سال است که وجود دارد, و هر سازنده می داند که چگونه با آن کار کند. هر کارگاه جوشکاری رویه هایی برای آن دارد. هر یارد فولاد آن را ذخیره می کند. این است “منطقه راحتی” ماده. Q390 و Q420 درجه های مقاومت بالاتری هستند - 390 MPa و 420 حداقل بازده MPa - اما کمتر رایج هستند. آنها نیاز به جوشکاری دقیق تری دارند, کنترل حرارت دقیق تر, و اغلب با زمان طولانی تری همراه هستند. بنابراین پس زمینه یکی از اینرسی است, اما این فقط اینرسی نیست - دلایل مهندسی و اقتصادی محکمی وجود دارد که Q355 پادشاه باقی می ماند. در این بخش, من صحنه را با توضیح خواسته های معمول در یک دکل ارتباطی تنظیم خواهم کرد: بارهای استاتیک (وزن خود, تجهیزات), بارهای دینامیکی (باد, یخ, لرزش), و خستگی (از ارتعاشات ناشی از باد). سپس خواهیم دید که چگونه عیار فولاد با این تقاضاها تعامل دارد.

1.2 سوال اصلی: اولویت Q355 نسبت به Q390/Q420 در ساخت برج های ارتباطی
سوال اصلی ساده اما فریبنده است: اگر فولاد قوی تری وجود داشته باشد, چرا بیشتر از آن استفاده نمی کنیم? پس از همه, a 420 فولاد MPa از نظر تئوری می تواند حمل کند 18% بار بیشتر از a 355 فولاد MPa برای همان مقطع, یا اجازه دهید یک مقطع کوچکتر برای همان بار وجود داشته باشد. این می تواند به معنای فولاد کمتر باشد, برج های سبک تر, پایه های ارزان تر, و نعوظ راحت تر. پس گیرش چیه? نکته مهم این است که فولاد در خلاء وجود ندارد. با مجموعه ای کامل از محدودیت های عملی همراه است: هزینه هر تن, قابلیت جوشکاری, در دسترس بودن, انعطاف پذیری, سختی, مقاومت در برابر خوردگی, و پذیرش کد. و در بسیاری از موارد, the “پس انداز” استفاده از فولاد با مقاومت بالاتر توسط این عوامل دیگر جبران می شود. مثلا, Q420 ممکن است هزینه داشته باشد 15-20% بیشتر در هر تن از Q355. اگر پس انداز کنید 10% در وزن, هزینه مواد شما ممکن است تقریباً یکسان باشد - اما پس از آن باید برای جوشکاری گرانتر هزینه کنید, بازرسی دقیق تر, و احتمالا زمان ساخت طولانی تر. و اگر سازنده شما با Q420 تجربه نداشته باشد, ممکن است رد و تاخیر داشته باشید. بنابراین ترجیح Q355 اغلب ریسک گریز است, انتخاب مقرون به صرفه. اما دلایل فنی نیز وجود دارد: برای بسیاری از طرح های برج, عامل کنترل کننده قدرت نیست - سفتی است. یک برج باید به اندازه کافی سفت باشد تا انحراف را محدود کند و از ارتعاشات تشدید اجتناب کند. استفاده از فولاد با استحکام بالاتر به سختی کمک نمی کند; سفتی تابعی از مدول الاستیسیته است, که برای همه فولادها یکسان است. بنابراین اگر انحراف مسئله است, به هر حال به بخش های بزرگتر نیاز دارید, و مزیت قدرت بی ربط می شود. این نکته کلیدی است که بسیاری از آن غافل هستند. بنابراین در این مقاله, من همه این عوامل را باز می کنم و به شما نشان می دهم که چرا Q355 معمولاً انتخاب هوشمندانه است, و زمانی که ممکن است واقعاً به نمرات بالاتر نیاز داشته باشید.
1.3 اهمیت مقایسه (هزینه, عملکرد, عملی بودن)
چرا این مقایسه اهمیت دارد? زیرا انتخاب فولاد بر هر مرحله از پروژه برج تأثیر می گذارد: طرح, تدارکات, ساخت, نعوظ, و نگهداری طولانی مدت. یک انتخاب اشتباه می تواند منجر به افزایش هزینه شود, تاخیرهای برنامه ریزی, یا حتی شکست ساختاری. من این اتفاق را دیده ام. در پروژه ای در ویتنام, یک پیمانکار Q390 را برای یک برج 60 متری مشخص کرد “صرفه جویی در وزن,” اما آنها این واقعیت را در نظر نگرفتند که سازنده محلی هیچ تجربه ای با آن نداشت. رد جوش بود 30%, و پروژه با سه ماه تاخیر انجام شد. هزینه تأخیرها هرگونه صرفه جویی در مواد را از بین برد. در مورد دیگری در اندونزی, یک برج طراحی شده با Q355 کاملاً کافی بود, اما مشتری روی Q420 اصرار داشت زیرا فکر می کرد “قوی تر بهتر است” پرداخت کردند 25% بیشتر برای فولاد بود و هیچ سودی نداشت - برج دقیقاً همان عملکرد را داشت. از سوی دیگر, من برج هایی را در مناطق باد شدید دیده ام که در آن Q355 به بخش های سنگینی نیاز داشت که پایه ها عظیم و گران شدند.. در آن موارد, Q390 یا Q420 ممکن است هزینه های پایه را به اندازه کافی برای توجیه حق بیمه کاهش دهند. بنابراین مقایسه بسیار مهم است زیرا در مورد بهینه سازی کل سیستم است - نه فقط خود فولاد. این مقاله چارچوبی برای بهینه سازی در اختیار شما قرار می دهد, بر اساس داده های واقعی و تجربه واقعی. ما هزینه هر تن را بررسی خواهیم کرد, بلکه هزینه به ازای هر واحد عملکرد. ما به پیچیدگی ساخت و تأثیر آن بر برنامه نگاه خواهیم کرد. ما به نگهداری طولانی مدت و خوردگی نگاه خواهیم کرد. در پایان, متوجه خواهید شد که چرا Q355 بر بازار تسلط دارد, و زمانی که منطقی است که به سمت چیزی قوی تر قدم برداریم.

دوم. مروری بر Q355, گریدهای فولادی Q390 و Q420
بیایید با اصول اولیه شروع کنیم: این فولادها چیست, از نظر شیمیایی و مکانیکی, و چگونه با هم تفاوت دارند?
2.1 ویژگی های اساسی فولاد Q355 (عملکرد مکانیکی, ترکیب شیمیایی)
Q355 یک فولاد ساختاری کم آلیاژ است که در اصل جانشین Q345 قدیمی است.. The “س” مخفف “قدرت عملکرد” (qufu dian در چینی), و 355 حداقل استحکام تسلیم بر حسب مگاپاسکال برای ضخامت تا 16 میلی متر. ترکیب شیمیایی به طور معمول است: کربن ≤0.20٪, سیلیکون ≤0.50٪, منگنز 1.00-1.70%, فسفر ≤0.035٪, گوگرد ≤0.035٪. گاهی اوقات مقادیر کمی از نیوبیم, وانادیم, یا تیتانیوم برای پالایش دانه اضافه می شود. خواص مکانیکی: قدرت عملکرد 355 مگاپاسکال (برای ≤16 میلی متر), استحکام کششی 470-630 مگاپاسکال, ازدیاد طول ≥21%. این یک فولاد همه کاره است که استحکام خوب را با جوش پذیری و شکل پذیری عالی ترکیب می کند. در پل ها استفاده می شود, ساختمان ها, وسایل نقلیه, و البته, برج. معادل کربن (چک) به طور معمول در اطراف است 0.40-0.45, به این معنی که برای اکثر ضخامت ها به راحتی بدون پیش گرم شدن قابل جوش است. این یک مزیت عملی بزرگ است. من مایل ها Q355 را با چیزی بیشتر از روش های معمول جوش داده ام. چقرمگی نیز خوب است - ضربه های چارپی V-notch در دمای -20 درجه سانتیگراد معمولاً وجود دارد 40-60 J, برای اکثر محیط ها مناسب است. بنابراین Q355 است “اسب کار” از فولاد سازه ای. این عجیب و غریب نیست, فوق العاده قوی نیست, اما قابل اعتماد است, قابل پیش بینی, و کار با آن آسان است. در برنامه های کاربردی برج, برای چندین دهه با نتایج عالی استفاده شده است. من برجهایی را که در دهه 1990 ساخته شدهاند بازرسی کردهام که هنوز در شرایط عالی هستند. بنابراین Q355 یک سابقه ثابت دارد.
2.2 ویژگی های اساسی فولاد Q390 و Q420 (عملکرد مکانیکی, ترکیب شیمیایی)
حالا بیایید به نمرات با قدرت بالاتر نگاه کنیم. Q390 و Q420 نیز فولادهای کم آلیاژی با مقاومت بالا هستند, اما با محتوای آلیاژ بالاتر برای دستیابی به استحکام بیشتر. ترکیب معمولی برای Q390: کربن ≤0.20٪, منگنز 1.20-1.60%, به علاوه میکروآلیاژهایی مانند نیوبیم (0.015-0.050%), وانادیم (0.02-0.15%), یا تیتانیوم (0.02-0.20%). Q420 مشابه است اما با آلیاژ کمی بالاتر. قدرت تسلیم برای Q390 است 390 مگاپاسکال (برای ≤16 میلی متر), و برای Q420 این است 420 مگاپاسکال. استحکام کششی هستند 490-650 MPa برای Q390, و 520-680 MPa برای Q420. ازدیاد طول کمی کمتر است - در اطراف 19% برای Q390 و 18% برای Q420. معادل کربن (چک) بالاتر است: معمولا 0.45-0.50 برای Q390, و 0.48-0.53 برای Q420. این بدان معناست که آنها کمتر قابل جوش هستند - ممکن است به پیش گرما نیاز داشته باشند, کنترل دمای interpass, و گاهی اوقات عملیات حرارتی پس از جوش برای مقاطع ضخیم. سختی به طور کلی خوب است, اما بسته به میکروآلیاژ می تواند متغیرتر باشد. این فولادها قوی تر هستند, اما آنها همچنین خواستارتر هستند. آنها در ساخت و سازهای سنگین استفاده می شوند, ساختمان های بلند, پل هایی با دهانه های بلند, و برنامه های تخصصی. در برج ها, آنها در ساختارهای بسیار بلند ظاهر می شوند (بر فراز 100 متر) یا در مناطقی با باد شدید یا بارهای یخ. اما آنها رایج نیستند. من روی ده ها پروژه با استفاده از Q390 یا Q420 از صدها پروژه با استفاده از Q355 کار کرده ام.. بنابراین آنها محصولات خاص هستند, جریان اصلی نیست.
2.3 تفاوت های کلیدی در سطوح مقاومت در بین سه درجه فولادی
تا روشن شود, در اینجا یک جدول مقایسه بر اساس استاندارد چینی GB/T وجود دارد 1591 و داده های آزمایشی خودم:
| مقطع تحصیلی |
قدرت عملکرد (≤16 میلی متر, مگاپاسکال) |
استحکام کششی (مگاپاسکال) |
کشیدگی (%) |
معادل کربن (معمولی) |
قابلیت جوش پذیری (1-5, 5 بهترین) |
| Q355 |
355 |
470-630 |
≥21 |
0.40-0.45 |
4.5 |
| Q390 |
390 |
490-650 |
≥19 |
0.45-0.50 |
3.5 |
| Q420 |
420 |
520-680 |
≥18 |
0.48-0.53 |
3.0 |
تفاوت قدرت واضح است: Q390 در مورد 10% قوی تر از Q355, و Q420 حدود است 18% قوی تر. اما جوش پذیری کاهش می یابد, و هزینه افزایش می یابد. در عمل, مزیت استحکام اغلب به طور کامل درک نمی شود زیرا عوامل دیگری مانند کمانش یا انحراف بر طراحی حاکم هستند.. مثلا, ظرفیت یک عضو فشاری به نسبت باریکی آن محدود می شود, نه فقط استحکام فولاد. بنابراین استفاده از فولاد با استحکام بالاتر ممکن است در صورتی که عضو باریک باشد اجازه بخش کوچکتر را نمی دهد - ممکن است همچنان به همان اندازه برای جلوگیری از کمانش نیاز داشته باشد.. این یک نکته کلیدی است. همچنین, معادل کربن بالاتر به معنای دقت بیشتر در جوشکاری است, که هزینه و زمان را اضافه می کند. بنابراین اعداد خام قدرت کل داستان را بیان نمی کنند.
سوم. مزایای فولاد Q355 در کاربردهای برج های ارتباطی
حالا بیایید به این بپردازیم که چرا Q355 اینقدر محبوب است. این مزایا بر اساس چندین دهه استفاده در دنیای واقعی است.
3.1 مزیت هزینه (مواد خام, پردازش, تولید)
مزیت هزینه Q355 قابل توجه است. از اوایل 2025, در بازار چین, ورق فولادی Q355 حدودا هزینه دارد 4,500-5,000 RMB در هر تن, در حالی که Q390 در اطراف است 5,500-6,000 RMB, و Q420 است 6,000-6,500 RMB. این یک 20-30% حق بیمه برای درجات بالاتر. اما هزینه مواد تنها بخشی از داستان است. هزینه های پردازش نیز متفاوت است. Q355 قابل برش است, حفاری شده است, و با ابزار استاندارد در سرعت های استاندارد شکل گرفته است. Q390 و Q420 به سرعت برش کمتری نیاز دارند, تجهیزات قوی تر, و تغییرات مکرر ابزار. در یک مغازه ساختگی مطالعه کردم 2023, کل هزینه ساخت در هر تن برای Q420 بود 18% بالاتر از Q355, به دلیل ماشینکاری کندتر و بازرسی های بیشتر جوشکاری. بنابراین تفاوت هزینه همه جانبه می تواند باشد 40-50% بالاتر برای Q420. برای یک برج معمولی 50 متری با استفاده از 20 تن فولاد, این یک اضافی است $15,000-20,000—significant in a competitive bid. And for what benefit? Often, none. So cost is the #1 reason Q355 dominates.
3.2 پردازش بالغ و فناوری ساخت و ساز
Q355 چندین دهه است که وجود دارد. هر سازنده ای می داند که چگونه با آن رفتار کند. هر مهندس جوشکاری دارای رویه های واجد شرایط است. هر بازرس می داند که به دنبال چه چیزی باشد. این بلوغ به معنای شگفتی های کمتر است, رد کمتر, و تولید سریعتر. در مقابل, Q390 و Q420 نیاز به دانش تخصصی بیشتری دارند. من مغازههایی را دیدهام که کارهای زیبایی روی Q355 انجام میدهند با Q420 دست و پنجه نرم میکنند، زیرا نمیدانستند که باید دمای بینگذر را به شدت کنترل کنند.. آنها با سختی بیش از حد در HAZ پایان یافتند و مجبور شدند جوش ها را دوباره انجام دهند. این زمان و پول از دست رفته است. با Q355, شما تقریبا می توانید “تنظیمش کن و فراموشش کن” تکنولوژی بالغ شده است, منحنی یادگیری صاف است, و خطر کم است. این یک مزیت بزرگ در صنعتی است که برنامه و بودجه آن همیشه فشرده است.
3.3 عرضه کافی و دسترسی به بازار
Q355 همه جا هست. هر توزیع کننده فولاد آن را ذخیره می کند, در هر اندازه و شکل - بشقاب, زاویه, کانال, لوله. شما می توانید آن را روز بعد در اکثر شهرها دریافت کنید. Q390 و Q420 موارد سفارش ویژه هستند. باید منتظر چرخش آسیاب باشید, که می تواند هفته ها یا ماه ها طول بکشد. در پروژه ای در میانمار, برای اصلاح برج به فولاد اضافی نیاز داشتیم. ما Q355 را در سه روز گرفتیم. اگر به Q390 نیاز داشتیم, شش هفته بود. این نوع دسترسی زمانی اهمیت دارد که شما در یک برنامه زمانی قرار دارید. همچنین, زیرا Q355 بسیار رایج است, می توانید از چندین کارخانه تهیه کنید, تضمین قیمت و کیفیت رقابتی. با Q390/Q420, ممکن است به چند آسیاب محدود شوید, و آنچه را که می خواهند بپردازید. بنابراین قابلیت اطمینان زنجیره تامین یک عامل اصلی است.
3.4 سازگاری با الزامات طراحی برج های ارتباطی
در اینجا نکته فنی کلیدی است: برای اکثر دکل های ارتباطی, طراحی محدود به استحکام نیست - سفتی محدود یا پایداری محدود است. برج ها باید به اندازه کافی سفت باشند تا انحراف در بالا محدود شود (برای جلوگیری از حرکت بیش از حد آنتن) و برای جلوگیری از ارتعاش رزونانس در باد. سختی به لحظه اینرسی مقاطع بستگی دارد, که تابعی از هندسه است, استحکام فولاد نیست. بنابراین استفاده از فولاد با استحکام بالاتر برج را سفتتر نمیکند - فقط آن را قویتر میکند. اما اگر برج از قبل در Q355 به اندازه کافی قوی باشد, قدرت اضافی بی فایده است. در حقیقت, به هر حال ممکن است برای برآورده کردن الزامات سختی به اعضایی با همان اندازه نیاز داشته باشید, بنابراین به هیچ وجه کاهش وزن ندارید. من برج هایی را طراحی کرده ام که اعضای آن بر اساس نسبت لاغری کنترل می شدند (برای جلوگیری از کمانش), نه با استرس. در آن موارد, Q355 و Q420 به عضوی با اندازه یکسان نیاز دارند, بنابراین نمره بالاتر فقط پول هدر رفته است. بنابراین سازگاری با الزامات طراحی به این معنی است که Q355 اغلب دقیقاً همان چیزی است که مورد نیاز است - نه بیشتر, نه کمتر.
3.5 سهولت در جوشکاری و نصب
جوش Q355 ساده است. برای ضخامت های تا 20 میلی متر, در اکثر شرایط محیطی نیازی به پیش گرم کردن نیست. الکترودهای استاندارد E7018 یا سیم ER70S-6 به خوبی کار می کنند. دمای بین گذر مهم نیست. جوش ها انعطاف پذیر و قابل بازرسی هستند. با Q390 و Q420, شما اغلب نیاز به گرم کردن دارید (50-100° C), بینگذر کنترل شده (حداکثر 200 درجه سانتی گراد), و گاهی اوقات عملیات حرارتی پس از جوش برای مقاطع ضخیم. که باعث افزایش زمان و هزینه می شود. در جوشکاری صحرایی - مانند زمان نعوظ - پیش گرم کردن یک دردسر است. به مشعل نیاز دارید, پتو, و نیروی انسانی اضافی. و اگر باد یا سرد باشد, حتی سخت تر است. من جوش های میدانی را در Q420 دیده ام که به دلیل عدم حفظ پیش گرمایش ترک می کنند. با Q355, این مشکلات نادر هستند. نصب نیز آسان تر است زیرا Q355 انعطاف پذیرتر است - می تواند برخی ناهماهنگی های جزئی را بدون ترک تحمل کند.. Q390/Q420 شکننده تر هستند و نیاز به تناسب دقیق دارند. بنابراین سهولت جوشکاری و نصب یک مزیت عملی عمده است.
IV. معایب فولاد Q355 در مقایسه با Q390/Q420
اما Q355 کامل نیست. اینجا جایی است که کوتاه می آید.
4.1 استحکام کمتر و ظرفیت تحمل بار
واضح ترین عیب استحکام کمتر است. برای یک مقطع معین, Q355 می تواند بار کمتری نسبت به Q390 یا Q420 حمل کند. در اعضایی که تنش عامل محدود کننده است - مانند اعضای کششی یا اعضای فشرده فشرده - درجات بالاتر اجازه بارهای بالاتر یا مقاطع کوچکتر را می دهد.. در برج های بسیار بلند (بر فراز 100 متر), بخش های پایینی می توانند به شدت تحت فشار قرار گیرند, و Q355 ممکن است به صفحات ضخیم تر یا زوایای بزرگتر از Q390 نیاز داشته باشد. که می تواند وزن و هزینه را افزایش دهد. در یک برج 150 متری که در فیلیپین روی آن کار کردم, پایین تر 30 متر با Q390 طراحی شد زیرا Q355 به صفحات ضخیمی نیاز داشت که جوشکاری دشوار بود و وزن بیش از حد فونداسیون را وارد می کرد.. بنابراین قدرت در موارد شدید اهمیت دارد.
4.2 ابعاد مقطع بزرگتر و وزن بیشتر اجزای برج
چون Q355 ضعیف تره, شما اغلب به اعضای بزرگتری برای حمل بار یکسان نیاز دارید. یعنی فولاد بیشتر, اجزای سنگین تر, و هزینه های حمل و نقل و نصب بالقوه بالاتر. در مناطق دور افتاده که حمل و نقل دشوار است, بخش های سنگین تر می تواند یک مشکل واقعی باشد. در یک مکان بالای کوه در نپال, ما مجبور شدیم فولاد را با هلیکوپتر حمل کنیم. هر کیلوگرم شمارش شده است. استفاده از Q355 به جای Q420 اضافه شده است 15% به وزن, افزایش هزینه و سفر با هلیکوپتر. در آن صورت, برای کاهش وزن از Q390 برای قسمت های بالایی استفاده کردیم. بنابراین اندازه و وزن بزرگتر می تواند یک نقطه ضعف در پروژه های دارای محدودیت لجستیکی باشد.
4.3 انطباق محدود با برج های ارتباطی بسیار بالا یا بار سنگین
برای برج های بسیار مرتفع (بر فراز 200 متر) یا برج هایی که بارهای سنگین را حمل می کنند (مانند چندین ظرف مایکروویو یا آنتن های پخش), Q355 ممکن است به اندازه کافی قوی نباشد. بخشهای مورد نیاز آنقدر بزرگ میشوند که ساختن یا نصب آنها غیرعملی است. در آن موارد, شما باید به سمت فولاد با مقاومت بالاتر بروید. من روی یک برج تلویزیونی 300 متری در مالزی کار کردهام که پایههای پایینی آن از Q420 ساخته شده بود زیرا Q355 برای حمل و نقل به بخشهای خیلی بزرگ نیاز داشت.. بنابراین Q355 محدودیت هایی دارد.
4.4 هزینه های بالقوه بالاتر نگهداری بلند مدت
این ظریف است, اما قابل ذکر است. زیرا مقاطع Q355 بزرگتر هستند, سطح بیشتری برای خوردگی دارند. یعنی رنگ بیشتر, نگهداری بیشتر در طول عمر برج. در یک محیط خورنده (ساحلی, صنعتی), سطح اضافی می تواند اضافه شود. بیش از یک زندگی 50 ساله, هزینه نگهداری اضافی ممکن است برخی از پس انداز اولیه را جبران کند. من محاسبات Q390 را دیده ام, با بخش های کوچکتر, در واقع هزینه چرخه عمر کمتری در یک منطقه با خوردگی بالا داشت زیرا فولاد کمتری برای محافظت وجود داشت. بنابراین نگهداری طولانی مدت عاملی است که باید در نظر گرفته شود.
V. مزایای فولاد Q390/Q420 (جایگزین های با قدرت بالاتر)
در حال حاضر, مورد برای فولادهای قوی تر.
5.1 استحکام کششی و تسلیم بالاتر
مزیت آشکار: شما می توانید بار بیشتری را با فولاد کمتر حمل کنید. در اعضایی که قدرت حاکم است, این اجازه می دهد تا کوچکتر, بخش های سبک تر. مثلا, در یک عضو تنش, منطقه مورد نیاز بار تقسیم بر تنش مجاز است. با Q420, شما نیاز دارید در مورد 15% مساحت کمتری نسبت به Q355. این به طور مستقیم به کاهش وزن ترجمه می شود.
5.2 کاهش وزن جزء و اندازه مقطع
کاهش وزن به معنای حمل آسان تر است, حمل و نقل ارزان تر, و نعوظ ساده تر. در پروژه ای در آند, ما از Q420 برای برج مایکروویو استفاده کردیم 4,000 متر ارتفاع. صرفه جویی در وزن بود 12% در مقایسه با Q355, این بدان معناست که میتوانیم از جرثقیل کوچکتر و بالابرهای هلیکوپتری کمتر استفاده کنیم. صرفه جویی در لجستیک بیش از هزینه مواد بالاتر را جبران می کند. مقاطع کوچکتر همچنین به معنای بار کمتر باد بر روی برج است - یک مزیت مضاعف, زیرا بار کمتر باد به معنای تقاضای کمتر برای سازه است. بنابراین در طرح های حساس به باد, فولاد با استحکام بالاتر می تواند یک چرخه با فضیلت ایجاد کند.
5.3 سازگاری بهتر با شرایط کاری پیچیده (ارتفاع بالا, باد شدید, بار سنگین)
در شرایط شدید - مناطق با باد شدید, مناطق لرزه خیز, بارهای سنگین یخ - توانایی استفاده از فولاد قوی تر می تواند بازی را تغییر دهد. بارهای طراحی بیشتر است, بنابراین استحکام مورد نیاز بیشتر است. Q390 یا Q420 می توانند این خواسته ها را بدون سنگین شدن غیرممکن برآورده کنند. من برج هایی را برای مناطق طوفان در فیلیپین طراحی کرده ام که سرعت باد در آن است 300 کیلومتر / ساعت. Q355 به بخش های عظیمی نیاز داشت که برج شبیه یک پایه پل بود. Q420 اجازه می دهد باریک تر باشد, طراحی عملی.
5.4 پتانسیل برای صرفه جویی در هزینه در ساخت بنیاد برج
این اغلب نادیده گرفته می شود. برج سبک تر به معنای پایه های کوچکتر است. فونداسیون ها گران هستند - آنها شامل خاکبرداری می شوند, بتن, تقویت, و اغلب در مناطق دور دست کار می کنند. صرفه جویی 10-15% وزن برج می تواند ترجمه شود 20-30% صرفه جویی در هزینه های پایه, زیرا پایه ها با لحظه های واژگون اندازه می شوند, که ارتباط مستقیمی با وزن برج و بار باد دارند. در پروژه ای در خاک شنی در عربستان سعودی, استفاده از Q390 به جای Q355 وزن برج را کاهش داد 12%, که به ما اجازه می داد به جای یک تشک بزرگ از پایه های پهن کوچکتر استفاده کنیم. صرفه جویی در هزینه پایه بود $50,000- بیشتر از هزینه اضافی فولاد. بنابراین صرفه جویی در سطح سیستم می تواند قابل توجه باشد.
ششم. معایب فولاد Q390/Q420 در کاربردهای برج های ارتباطی
اما ناهار رایگان وجود ندارد. در اینجا نکات منفی وجود دارد.
6.1 مواد اولیه و هزینه های تولید بالاتر
همانطور که ذکر شد, هزینه مواد است 20-30% بالاتر. هزینه ساخت نیز به دلیل ماشینکاری کندتر و جوشکاری سخت تر است. در یک مطالعه دقیق هزینه برای یک برج 50 متری, تمام هزینه برای Q390 بود 18% بالاتر از Q355, و برای Q420 بود 28% بالاتر. این حق بیمه قابل توجهی است که باید با پس انداز در جاهای دیگر توجیه شود.
6.2 الزامات بالاتر برای فناوری پردازش و جوش
Q390 و Q420 به روشهای جوشکاری واجد شرایط نیاز دارند, جوشکاران ماهر, و کنترل کیفیت دقیق. پیش گرم کنید, کنترل بین گذر, و گاهی اوقات PWHT مورد نیاز است. یعنی آموزش بیشتر, بازرسی بیشتر, و پتانسیل بیشتر برای دوباره کاری. در پروژه ای در ویتنام, یک سازنده با تجربه عالی Q355 دارای یک 20% نرخ رد در جوش های Q390 به این دلیل که گرمای ورودی را به درستی کنترل نمی کنند. تأخیر و دوباره کاری تقریباً به اندازه صرفه جویی در فولاد هزینه دارد. بنابراین اگر سازنده شما با تجربه نیست, نمرات بالاتر می تواند یک بدهی باشد.
6.3 عرضه نسبتاً محدود در بازار و دشواری تدارکات بالاتر
Q390 و Q420 در بیشتر جاها اقلام موجودی نیستند. شما باید از کارخانه ها سفارش دهید, با زمان سرب از 4-8 چند هفته. اگر به مقدار کمی نیاز دارید, ممکن است حق بیمه بپردازید یا در پیدا کردن کارخانه ای که مایل به تولید آن باشد مشکل داشته باشید. در پروژه ای در آفریقا, ما نیاز داشتیم 10 تن زاویه Q420. هیچ کارخانه ای سفارش را نمی پذیرد زیرا بسیار کوچک بود. ما در نهایت Q355 را جایگزین کردیم و بیش از حد طراحی کردیم. بنابراین مشکلات زنجیره تامین واقعی است.
6.4 الزامات بالاتر برای حرفه ای بودن تیم ساخت و ساز
جوشکاری و نصب میدانی نیز مهارت بیشتری را می طلبد. جوشکارها باید مراحل را دقیقاً دنبال کنند. بازرسان باید هوشیارتر باشند. اگر تیم ساخت و ساز بسیار آموزش دیده نباشد, اشتباهات اتفاق می افتد. در پروژه ای در اندونزی, یک خدمه از الکترودهای اشتباه در Q420 استفاده کردند و دچار ترک خوردگی هیدروژن شدند. آنها مجبور بودند ده ها مفصل را بریده و دوباره جوش دهند. این پروژه یک ماه به تعویق افتاد. بنابراین عامل انسانی مهم است.
ششم. عوامل کلیدی موثر در انتخاب گریدهای فولادی برای دکل های ارتباطی
پس چگونه انتخاب می کنید? در اینجا عواملی هستند که من در هر پروژه در نظر میگیرم.
7.1 ارتفاع برج, الزامات بار و محیط کار
قد اولین عامل است. برای برج های زیر 60 متر, Q355 تقریباً همیشه کافی است. برای 60-100 متر, شما باید سطوح استرس را در بخش های پایین بررسی کنید. اگر بالا باشند, Q390 را فقط برای آن بخش ها در نظر بگیرید. برای بیش از 100 متر, Q390 یا Q420 ممکن است برای پایین ترین قطعات مورد نیاز باشد. الزامات بار: بارهای سنگین آنتن یا چندین پلت فرم باعث افزایش تقاضا می شود. محیط زیست: باد شدید, یخ, یا بارهای لرزه ای تقاضا را افزایش می دهند. من همیشه یک تحلیل ساختاری کامل انجام می دهم تا ببینم نسبت های تنش کجاست. اگر هر یک از اعضا به پایان رسید 0.8 ظرفیت در Q355, به ارتقاء فکر می کنم.
7.2 بودجه پروژه و کنترل هزینه
بودجه همیشه یک محدودیت است. اگر پروژه فشرده باشد, Q355 گاوصندوق است, انتخاب اقتصادی. اگر جایی در بودجه وجود دارد, و تجزیه و تحلیل صرفه جویی بالقوه در پایه ها یا تدارکات را نشان می دهد, در این صورت نمرات بالاتر ممکن است توجیه شود. من همیشه یک تحلیل هزینه چرخه عمر انجام می دهم, نه فقط هزینه اول. که شامل مواد می شود, ساخت, حمل و نقل, نعوظ, پایه, و نگهداری. گاهی اوقات Q390 در هزینه چرخه عمر برنده می شود حتی اگر هزینه اول بالاتر باشد.
7.3 فناوری ساخت و ساز و قابلیت های تیمی
من سازنده و سازنده را ارزیابی می کنم. آیا قبلا با نمرات بالاتر کار کرده اند? آیا رویه های واجد شرایط دارند? اگر نه, من به Q355 پایبندم. خطر تاخیر و رد بسیار زیاد است. اگر با تجربه باشند, پس نمرات بالاتر امکان پذیر است.
7.4 ملاحظات طولانی مدت عملیات و تعمیر و نگهداری
در محیط های خورنده, مساحت سطح کوچکتر مقاطع درجه بالاتر ممکن است تعمیر و نگهداری را کاهش دهد. در مناطق دور افتاده, بخش های سبک تر ممکن است تعمیرات آینده را آسان تر کند. من تمام عمر برج را در نظر می گیرم, نه فقط ساخت و ساز.
هشتم. خلاصه و نتیجه گیری
بعد از این همه, در اینجا نتیجه نهایی است.
8.1 مقایسه جامع مزایا و معایب
Q355 برنده هزینه است, در دسترس بودن, قابلیت جوشکاری, و سهولت ساخت. به دلایلی این انتخاب پیش فرض است. Q390/Q420 در نسبت قدرت به وزن برنده شدند, که می تواند وزن و هزینه فونداسیون را در شرایط سخت کاهش دهد. اما آنها با هزینه مواد بالاتر عرضه می شوند, ساخت سخت تر, و خطرات زنجیره تامین. انتخاب این نیست که کدام است “بهتر”- در مورد اینکه کدام یک برای یک پروژه خاص بهتر است.
8.2 دلایل شیوع Q355 در اکثر پروژه های برج های ارتباطی
اکثر دکل های ارتباطی افراطی نیستند. آنها هستند 30-60 متر قد, در محیط های معتدل, با بارهای استاندارد. برای اینها, Q355 کاملاً کافی است, ارزان تر, و راحت تر. استحکام اضافی Q390/Q420 هدر خواهد رفت. به همین دلیل است که Q355 غالب است - این ابزار مناسب برای این کار است. همچنین, صنعت ساخت و ساز محافظه کار است. زمانی که یک ماده کار می کند, مردم به آن پایبند هستند. Q355 سابقه 30 ساله دارد. شکست این اعتماد سخت است.
8.3 سناریوهایی که در آن فولاد Q390/Q420 مناسب تر است
وقتی از نمرات بالاتر استفاده کنید: (1) ارتفاع برج بیشتر از 100 متر, (2) بارهای باد یا یخ بسیار زیاد است, (3) کاهش وزن برای حمل و نقل بسیار مهم است (سایت های راه دور), (4) شرایط فونداسیون نامناسب است و کاهش وزن می تواند در هزینه فونداسیون قابل توجهی صرفه جویی کند, (5) سازنده با تجربه است و بودجه اجازه می دهد. در این موارد, حق بیمه موجه است. اما برای اکثریت قریب به اتفاق پروژه ها, Q355 انتخاب هوشمندانه ای است. من صدها برج با Q355 ساخته ام, و صدها مورد دیگر را خواهم ساخت. سکسی نیست, اما کار می کند. و در این تجارت, این چیزی است که اهمیت دارد.