

هنگامی که ما یک را تصور می کنیم برج های انتقال شبکه خود پشتیبانی, ما صرفاً در مورد مونتاژ فولاد گالوانیزه بحث نمی کنیم; ما در حال فکر کردن به شاهکاری از کارایی فضایی و یکپارچگی ساختاری مستقل هستیم. این برج ها ساکت هستند, نگهبانان اسکلتی دنیای مدرن, طراحی شده تا کاملاً روی قدرت خود بدون کمک سیمهای مخصوص بایستند, پایداری خود را از نمای گسترده ای می گیرند, پایه سفت و سخت و یک سلسله مراتب هندسی دقیق محاسبه شده. برای درک این محصول، ورود به دنیایی است که در آن هرج و مرج است, نیروهای غیر خطی طبیعت - رانش شدید یک طوفان 100 ساله, وزن خرد کننده یخ شعاعی, و نوسانات ریتمیک تاختن هادی - به طور سیستماتیک از طریق منطق ظریف مکانیک خرپایی تخریب و خنثی می شوند.. The “خود حمایت” فلسفه ریشه در این درک دارد که در نابخشودنی ترین محیط های جهان - قله های کوهستانی, خطوط ساحلی خورنده, و بیابان دور - سادگی در نصب باید با پیچیدگی در مهندسی مطابقت داشته باشد. هر یک از اعضای برج ما یک پیوند حیاتی در یک شبکه اشتراک بار است, جایی که زوایای فولادی با استحکام بالا برای به حداکثر رساندن ممان اینرسی و در عین حال به حداقل رساندن منطقه گیرش باد قرار می گیرند., ایجاد ساختاری که به طرز متناقضی هم فوق العاده سبک و هم تقریباً تخریب ناپذیر است.
طرح ژنتیکی برج های ما از کوره شروع می شود, جایی که ترکیب شیمیایی فولاد برای پاسخگویی به نیازهای دقیق انعطاف پذیری سازه ساخته می شود.. ما از فولادهای ساختاری با مقاومت بالا مانند Q355, Q420, و Q460, که نه تنها برای نقاط تسلیم بلکه برای تعادل متالورژیکی آنها انتخاب می شوند. ما درک می کنیم که کربن استحکام لازم را فراهم می کند, اما برای اطمینان از سخت شدن عمیق باید توسط منگنز تلطیف شود, در حالی که سیلیکون به عنوان یک اکسید کننده حیاتی برای حفظ خلوص داخلی عمل می کند. جدول زیر استانداردهای شیمیایی دقیقی را که برای اطمینان از اینکه برج های ما دارای ساختار کریستالی یکنواخت لازم برای مقاومت در برابر تنش های برشی و محوری غیرقابل پیش بینی رویدادهای آب و هوایی شدید هستند را نشان می دهد..
| عنصر | کربن (C) حداکثر % | سیلیکون (و) حداکثر % | منگنز (منگنز) % | فسفر (پ) حداکثر % | گوگرد (S) حداکثر % |
| گرید Q355B | 0.20 | 0.50 | 1.00 – 1.60 | 0.035 | 0.035 |
| درجه Q420B | 0.20 | 0.50 | 1.00 – 1.70 | 0.030 | 0.030 |
| گرید Q460C | 0.20 | 0.60 | 1.00 – 1.80 | 0.030 | 0.025 |
فراتر از شیمی, عمر یک عضو برج با تاریخچه حرارتی آن تعریف می شود. فرآیندهای عملیات حرارتی ما برای اصلاح اندازه دانه فولاد طراحی شده اند, عبور از حالت نورد خام به یک شرایط همگن که تنش های پسماند را حذف می کند. این برای کارهای سنگین بسیار مهم است “اعضای پا” که سازه را به فونداسیون متصل می کنند. بدون عادی سازی مناسب و کاهش استرس, اعمال ناگهانی بارهای باد دینامیک می تواند باعث ایجاد ریز ترک در سوراخ های پیچ شود. با کنترل دقیق نرخ های خنک کننده و پنجره های گرم کننده, ما اطمینان می دهیم که فولاد حتی در دماهای زیر صفر نیز انعطاف پذیر است, جلوگیری از شکستگیهای شکننده فاجعهآمیز که در طول تاریخ سازههای کمتری را در استقرار قطب شمال یا ارتفاعات بالا گرفتار کرده است..
| مرحله پردازش | پارامترها | هدف مهندسی |
| عادی سازی | 880درجه سانتیگراد - 920 درجه سانتیگراد | یکسان سازی ساختار دانه و بهبود چقرمگی. |
| کاهش دهنده استرس | پس از جوشکاری / شکل دهی سنگین | برای جلوگیری از تاب برداشتن در هنگام گالوانیزه کشش داخلی را حذف کنید. |
| گالوانیزه گرم | 445درجه سانتیگراد - 460 درجه سانتیگراد | ضخیم ایجاد کنید, آلیاژ فلز روی آهن برای عمر خوردگی 50 ساله. |
عملکرد مکانیکی ما برج خود حمایت توسط یک سه گانه از معیارها تعریف می شود: قدرت عملکرد, استحکام کششی, و کشیدگی. در یک سناریوی بارگذاری باد, این برج به عنوان یک کنسول عمودی عظیم عمل می کند. پاهای به سمت باد در کشش شدید کشیده شده اند, در حالی که پاهای خمیده باید در برابر نیروهای کمانش فشاری عظیم مقاومت کنند. محصول ما با یک طراحی شده است “ظرفیت ذخیره” عاملی که تضمین می کند برج حتی در محدوده الاستیک باقی می ماند 120% سرعت باد طراحی. این شکلپذیری - توانایی فولاد برای تغییر شکل جزئی بدون شکست - چیزی است که به برجهای ما اجازه میدهد تا انرژی جنبشی بادهای تند تند را جذب کنند نه اینکه تحت فشار قرار بگیرند..
| دارایی | ارزش (درجه Q355) | ارزش (درجه Q420) | ارزش (درجه Q460) |
| قدرت عملکرد ($R_{eH}$) | $\ge 355$ مگاپاسکال | $\ge 420$ مگاپاسکال | $\ge 460$ مگاپاسکال |
| استحکام کششی ($R_m$) | 470 – 630 مگاپاسکال | 520 – 680 مگاپاسکال | 550 – 720 مگاپاسکال |
| کشیدگی ($A_5$) | $\ge 21\%$ | $\ge 19\%$ | $\ge 17\%$ |
| انرژی تأثیرگذاری (KV2) | 27J (در -20 درجه سانتی گراد) | 34J (در -20 درجه سانتی گراد) | 40J (در -20 درجه سانتی گراد) |
درخشش واقعی طراحی برج ما در آن نهفته است بهینه سازی هوا-سازه. هر الگوی مهاربندی - خواه مهاربند X کلاسیک برای استحکام پیچشی بالا باشد یا مهاربند K برای مقاومت کمانش موضعی - بر اساس تحلیل المان محدود انتخاب میشود. (FEA) که هزاران load case را شبیه سازی می کند. ما فقط برای وزن ثابت طراحی نمی کنیم; ما برای “بار طولی نامتعادل,” شبیه سازی ضربه ناگهانی سیم هادی برای اطمینان از اینکه برج دچار ریزش تدریجی نمی شود. شبح برج پاسخی است به “قانون قدرت” از سرعت باد, در هنگام بالا آمدن به آرامی باریک می شود تا بازوی اهرمی باد در ارتفاعات بالاتر به حداقل برسد.
برج های شبکه ای خود پشتیبانی ما فقط محصولات نیستند; آنها دارایی های مهندسی با کارایی بالا هستند. هر سوراخ پیچ به دقت سوراخ شده یا سوراخ می شود تا از هم ترازی کامل در هنگام مونتاژ میدانی اطمینان حاصل شود., کاهش هزینه های نیروی کار و جلوگیری از معرفی “تنش های متناسب” ما حفاظت در برابر خوردگی را به عنوان یک نیاز ساختاری اصلی در نظر می گیریم, استفاده از روی با خلوص بالا در حمام های گالوانیزه برای فراتر رفتن از ISO 1461 استانداردهای, اطمینان از اینکه یکپارچگی ساختاری فولاد برای چندین دهه محافظت می شود. وقتی برج های ما را انتخاب می کنید, شما در حال سرمایه گذاری روی محصولی هستید که میراث هندسه شبکه آزمایش شده با زمان را با علم متالورژی پیشرفته قرن 21 ترکیب می کند - ساختاری که برای دوام ساخته شده است., برای محافظت, و برای توانمندسازی.
آیا می خواهید روی یک سطح ولتاژ خاص تمرکز کنم (به عنوان مثال،, 500kV در مقابل 110kV) برای موارد بار فنی, یا شاید یک بخش راهنمای نصب و نگهداری دقیق ایجاد کنید?
وقتی وارد حوزه تخصصی مهندسی سازه می شویم, به ویژه مکانیک حاکم بر دکل های انتقال شبکه خود نگهدار, ما خود را در تقاطع عجیبی از نظریه پرتو اویلر-برنولی و آشوب می یابیم., واقعیت غیر خطی فیزیک لایه مرزی اتمسفر. این برج ها, آن نگهبانان اسکلتی که در سراسر توپوگرافی تمدن مدرن ما حرکت می کنند, فقط قاب های فولادی ساکن نیستند; آنها فیلترهای دینامیکی انرژی جنبشی هستند, به طور مداوم نیروی نامرئی باد را به تنش های محوری داخلی و حالت های ارتعاشی پیچیده تبدیل می کند. برای تجزیه و تحلیل واقعی مقاومت باد یک خودنگهدار انتقال برج, ابتدا باید سادگی آرامش بخش بارهای معادل استاتیک را کنار بگذاریم و به ماهیت تصادفی خود باد بپردازیم., تشخیص اینکه باد یک فشار ثابت نیست، بلکه یک جریان سیال متلاطم است که با شدت های متفاوت مشخص می شود., مقیاس, و فرکانس. این مونولوگ داخلی منطق مهندسی با این درک اساسی شروع می شود که مقاومت برج تعادل ظریفی بین پیکربندی هندسی آن است - الگوهای مهاربندی خاص مانند مهاربندی K., X-bracing, یا انواع وارن - و خواص مواد فولاد سازه ای با استحکام بالا, اغلب درجه Q355 یا Q420, که باید نیروهای فشاری و کششی عظیم را بدون کمانش یا تسلیم شدن در زیر اوج تندبادهای طوفانی دوره بازگشت 50 یا 100 ساله تحمل کند..
سفر تحلیلی با تعریف میدان باد آغاز می شود, که ملیله پیچیده ای از پروفیل های میانگین سرعت باد و اجزای نوسانی است. ما قانون توان یا قانون لگاریتمی را برای توصیف چگونگی افزایش سرعت باد با ارتفاع اعمال می کنیم, پدیده ای که ناشی از ناهمواری زمین است, اما این فقط نمای ماکروسکوپی است; خطر واقعی در عامل وزش و همبستگی فضایی تلاطم نهفته است. همانطور که باد از میان اعضای شبکه جریان می یابد, فقط فشار نمی آورد; نیروی کششی ایجاد می کند که به شدت به نسبت استحکام بخش های برج وابسته است. ما باید ضرایب درگ را با دقت محاسبه کنیم ($C_d$) برای زوایای مختلف حمله, اذعان به اینکه منطقه پیش بینی شده برج مشبک با جابجایی باد تغییر می کند, گاهی اوقات ایجاد یک “اثر محافظ” جایی که اعضای بادگیر تا حدی توسط اعضای بادگیر محافظت می شوند, اگرچه این حفاظت اغلب در جریان های بسیار متلاطم واهی است. این پیچیدگی زمانی عمیق تر می شود که تعامل بین برج و هادی ها را در نظر بگیریم. هادی ها, با دهانههای عظیم و هندسههای افتادگیشان, مانند بادبان های غول پیکر عمل کنید, جذب انرژی باد و انتقال آن به بازوهای متقاطع برج به عنوان بارهای نقطه ای متمرکز. این اتصال به این معنی است که مقاومت برج در برابر باد فقط مربوط به خود سازه فولادی نیست بلکه به کل سیستم مکانیکی مربوط می شود., از جمله رفتار آئروالاستیک کابل ها, که می تواند تحت ارتعاشات تازی یا بادی قرار گیرد, بیشتر بر یکپارچگی ساختاری بخشهای بالایی برج تأثیر میگذارد.
حرکت عمیق تر به واکنش ساختاری, ما از طریق عدسی تحلیل المان محدود از سمت بار به سمت مقاومت انتقال میدهیم (FEA). در یک تحلیل فنی پیچیده, ما نمی توانیم بر فرضیات ساده خرپا تکیه کنیم که در آن هر عضو سنجاق شده است; ما باید ماهیت نیمه صلب اتصالات پیچ و مهره ای و تنش های ثانویه ناشی از خروج از مرکز اتصالات را در نظر بگیریم.. The “خود حمایت” ماهیت این برج ها به این معنی است که برای جلوگیری از واژگونی، کاملاً بر پایه گسترده و ظرفیت مقاومت لحظه ای پایه های خود متکی هستند.. اینجا, ما با پدیده بحرانی کمانش اعضا مواجه می شویم. از آنجایی که برج های مشبک عمدتاً از فولاد زاویه دار تشکیل شده اند, ما با چالش ناپایداری بخش دیواره نازک روبرو هستیم. وقتی باد طوفانی می زند, پاهای رو به باد در کشش شدید پرتاب می شوند - اغلب حالتی قابل کنترل برای فولاد - اما پاهای بادگیر تحت فشار شدید قرار می گیرند.. سپس تجزیه و تحلیل مقاومت به نبردی در برابر نسبت باریکی تبدیل می شود. ما باید طول موثر هر عضو را ارزیابی کنیم, با در نظر گرفتن اینکه چگونه نقاط مهاربندی مهار جانبی ایجاد می کنند. اگر نسبت لاغری خیلی زیاد باشد, عضو در سطح جهانی دست و پنجه نرم خواهد کرد; اگر نسبت عرض به ضخامت پایه زاویه خیلی زیاد باشد, به صورت محلی کمانش خواهد شد. استحکام کلی برج به اندازه ضعیف ترین اتصال موضعی یا باریک ترین مهاربند مورب آن استوار است., ایجاد یک آسیب پذیری سیستمیک که نیاز به تحلیل کمانش غیر خطی دارد (اغلب از روش Riks یا حلکنندههای تکراری افزایشی مشابه استفاده میکنند) برای یافتن حالت حد نهایی واقعی فراتر از آستانه الاستیک اولیه.
بعد زمانی مقاومت در برابر باد لایه دیگری از پیچیدگی را اضافه می کند: پاسخ پویا. هر برج خود حمایت کننده دارای مجموعه ای از فرکانس های طبیعی و اشکال حالت است. اگر چگالی طیفی توان تلاطم باد حاوی انرژی قابل توجهی در فرکانسهایی باشد که با فرکانس طبیعی اصلی برج منطبق است - معمولاً بین 0.5 هرتز و 2.0 هرتز - ساختار رزونانس را تجربه خواهد کرد. این تقویت دینامیکی میتواند منجر به تنشهایی بسیار بیشتر از تنشهای پیشبینیشده توسط محاسبات استاتیک شود. ما از طیف Davenport یا طیف Kaimal برای مدلسازی این آشفتگی استفاده میکنیم, انجام یک تجزیه و تحلیل دامنه فرکانس برای تعیین “ضریب پاسخ گوست.” با این حال, در شبیه سازی های مدرن با وفاداری بالا, ما اغلب به سمت تحلیل تاریخچه زمانی حرکت می کنیم, جایی که سری های زمانی سرعت باد مصنوعی و “تکان دادن” دوقلوی دیجیتالی برج برای مشاهده جابجایی زمان واقعی و تکامل استرس آن. این به ما این امکان را می دهد که ببینیم “نفس کشیدن” برج و انباشته شدن خستگی در مفاصل پیچ. خود پیچ و مهره ها مهم هستند, اغلب نادیده گرفته می شود, جزء مقاومت باد; ظرفیت برشی و باربری گروههای پیچ باید برای انتقال برش باد تجمعی از بالای برج به پایین به قسمتهای ساق کافی باشد., جایی که در نهایت نیرو به شمع یا پایه های بالشتک بتن مسلح پراکنده می شود.
علاوه بر این, ما باید به بافت جغرافیایی و محیطی تحلیل بپردازیم. برجی که برای دشتهای غرب میانه طراحی شده است، نسبت به برجی که بر روی خط الراس کوه یا صخرهای ساحلی قرار دارد، با بادهای متفاوتی روبرو است.. در زمین های کوهستانی, the “اثر افزایش سرعت” یا “ضرب کننده توپوگرافی” می تواند سرعت باد را به طور قابل توجهی افزایش دهد زیرا هوا روی یک خط الراس فشرده می شود, عاملی که می تواند منجر به شکست فاجعه آمیز شود اگر به درستی در ارزیابی اولیه آب و هوای باد خاص سایت مورد توجه قرار نگیرد.. همچنین باید جهت باد را در نظر بگیریم. بیشتر برج ها با درجه ای از تقارن طراحی شده اند, اما بحرانی ترین موارد بارگذاری اغلب زمانی اتفاق می افتد که باد با زاویه 45 درجه به سطح برج برخورد کند., به حداکثر رساندن بار روی اعضای خاص پا. هم افزایی باد و یخ - تجمع یخ - همچنین تحلیل مقاومت را پیچیده می کند. حتی یک لایه نازک یخ سطح را افزایش می دهد (بکشید) و توده (اینرسی) از اعضا و رهبران, به طور اساسی امضای دینامیکی برج را تغییر داده و آن را مستعدتر در برابر نوسانات ناشی از باد می کند.. این محیط چند خطر نیاز به یک رویکرد احتمالی برای ایمنی دارد, با استفاده از طراحی ضریب بار و مقاومت (LRFD) اطمینان حاصل شود که احتمال شکست در طول عمر 50 ساله مورد نظر دارایی به طور قابل قبولی پایین باقی می ماند..
در سنتز نهایی یک تحلیل فنی مقاومت باد, ما به آینده نظارت بر سلامت ساختاری و استراتژی های کاهش نگاه می کنیم. برای افزایش مقاومت برج های موجود, مهندسان ممکن است از دمپرهای جرمی تنظیم شده استفاده کنند (TMD ها) برای جذب انرژی ارتعاشی یا اجرای تقویت ساختاری مانند افزودن “دیافراگم ها” در ارتفاعات بحرانی برای حفظ شکل مقطع تحت پیچش. ظهور محاسبات با عملکرد بالا (HPC) به ما اجازه می دهد هزاران شبیه سازی مونت کارلو را اجرا کنیم, تغییر سرعت باد, جهت, و استحکام مواد برای ایجاد یک منحنی شکنندگی برای برج. این منحنی یک نقشه آماری پیچیده از ریسک ارائه می دهد, نشان می دهد که در حالی که یک برج ممکن است مقاومت کند 40 باد متر بر ثانیه با 95% اعتماد به نفس, احتمال شکست آن ممکن است به طور تصاعدی افزایش یابد 50 خانم. این سطح از عمق، مکالمه را فراتر می برد “خواهد ماند?” به “چگونه شکست خواهد خورد, و حاشیه ایمنی چقدر است?” این سخت گیری است, رویکرد چند فیزیک - یکپارچه سازی دینامیک سیالات, مکانیک ساختاری, و احتمال آماری - که اوج مهندسی برج های انتقال مدرن را مشخص می کند.
دستیابی به درک جامع مقاومت باد در برج های انتقال خودنگهدار مستلزم یک فرو رفتن حتی عمیق تر در مکانیک دانه ای لایه مرزی اتمسفر و تعامل آن با توپولوژی شبکه است.. وقتی در مورد “باد,” ما اساساً در مورد یک آبشار انرژی چند مقیاسی بحث می کنیم, که در آن جریان های سینوپتیک در مقیاس بزرگ به کوچکتر تجزیه می شوند, گرداب های با فرکانس بالا. برای یک برج, که باریک است, ساختار با نسبت ابعادی بالا, همبستگی فضایی این گرداب ها عامل خاموش بقای ساختاری است.. اگر یک تندباد از نظر ابعاد فیزیکی کوچک باشد - کوچکتر از عرض برج - ممکن است فقط به یک عضو مهاربندی برخورد کند.. با این حال, اگر وزش به اندازه کافی بزرگ باشد که کل دهانه بازوهای متقاطع و هادی های متصل را بپوشاند., موج فشار منسجم حاصل میتواند یک لحظه جهانی ایجاد کند که محدودیتهای مقاومت بیرونکشی فونداسیون را آزمایش میکند.. این ما را به ارزیابی انتقادی از “اثر اندازه” در مهندسی باد. ما باید از تابع انسجام استفاده کنیم, که از نظر ریاضی چگونگی ارتباط سرعت باد در یک نقطه از برج را با سرعت باد در نقطه دیگر توصیف می کند.. اگر انسجام در طول ارتفاع برج زیاد باشد, ساختار یک هماهنگی را تجربه می کند “هل دادن,” که به مراتب بیشتر از اعضای بی نظم مالیات بر اعضای پای اصلی وارد می کند, جریان متلاطم.
این ما را به دنیای شگفتانگیز و ترسناک آئروالاستیسیته میبرد, به طور خاص پدیده “تاختن” و تاثیر آن بر مقاومت برج. در حالی که ما اغلب برج را به عنوان یک نهاد فولادی مستقل تحلیل می کنیم, به طور جدایی ناپذیری با هادی ها مرتبط است. در شرایط باران یخبندان, شکل های یخی نامتقارن روی کابل ها شکل می گیرد, تبدیل یک سیلندر ساده به یک ایرفویل ناپایدار. وقتی باد به این هادی های یخی برخورد می کند, بالابر آیرودینامیکی ایجاد می کند که می تواند به دامنه بالا منجر شود, نوسانات فرکانس پایین. برج, در این سناریو, دیگر فقط در برابر فشار باد افقی مقاومت نمی کند; در معرض انبوه قرار گرفته است, ریتمیک عمودی و طولی “پرش کردن” نیروها. بنابراین یک تجزیه و تحلیل فنی باید قابلیت های تقسیم بار طولی برج را در نظر بگیرد. اگر یکی از دهانه هادی ها از کار بیفتد یا دچار تاختن شدید شود, برج خود نگهدار باید به اندازه کافی قوی باشد تا در برابر تنش نامتعادل ناشی از آن مقاومت کند. به همین دلیل است که “سیم شکسته” شرایط اغلب یک مورد حاکم در طراحی این سازه ها است, به عنوان یک پروکسی برای گذراهای دینامیکی شدید ناشی از خرابی کابل های مربوط به باد عمل می کند. ما این را با استفاده از عناصر کابل غیر خطی در مدلهای المان محدود خود تحلیل میکنیم, در نظر گرفتن هندسه زنجیره ای و آزاد شدن ناگهانی انرژی پتانسیل که در طول شکست هادی رخ می دهد..
در زیر تنش های ماکرو قاب برج، واقعیت میکروسکوپی اتصالات پیچ و مهره ای نهفته است., که حقیقت دارند “آشیل’ پاشنه پا” مقاومت در برابر باد. در یک برج خود نگهدار, هزاران پیچ به عنوان مکانیزم اصلی برای انتقال نیرو عمل می کنند. زیر بادهای با سرعت بالا, این مفاصل تحت بارگذاری چرخه ای قرار می گیرند که می تواند منجر به “لغزش پیچ” وقتی یک پیچ می لغزد, هندسه برج به طرز ماهرانه ای تغییر می کند, توزیع مجدد تنش های داخلی به روش هایی که مدل الاستیک خطی اصلی ممکن است پیش بینی نکند. یک تجزیه و تحلیل عمیق باید رفتار اصطکاک-گیر این اتصالات را در بر بگیرد. اگر بار باد از مقاومت اصطکاکی بین لایه های فولادی گالوانیزه بیشتر شود, مفصل به حالت باربری حرکت می کند, جایی که ساقه پیچ مستقیماً به لبه سوراخ فشار می آورد. این انتقال باعث افت لحظه ای سفتی محلی برج می شود, که می تواند فرکانس طبیعی خود را تغییر دهد و به طور بالقوه آن را با تلاطم باد به باند تشدید نزدیکتر کند.. برای مبارزه با این, پیچ و مهره های اصطکاکی با استحکام بالا (مانند ASTM A325 یا معادل آن) اغلب مشخص می شوند, و تجزیه و تحلیل باید تأیید کند که “لغزش بحرانی” در حالت حد سرویس دهی از ظرفیت تجاوز نمی شود, در حالی که اطمینان حاصل می شود که ظرفیت باربری نهایی در طول یک طوفان فاجعه بار ثابت است.
علاوه بر این, باید موشکافی کنیم “P-Delta” اثر, یک غیر خطی هندسی مرتبه دوم که با افزایش ارتفاع برج به طور فزاینده ای قابل توجه می شود. همانطور که باد برج را هل می دهد, منحرف می کند. زمانی که برج به شکل انحرافی درآمد, بارهای گرانشی (وزن فولاد, عایق, و هادی ها) دیگر با محور عمودی اصلی پاها هماهنگ نیستند. این خارج از مرکزیت اضافی ایجاد می کند “ثانویه” لحظات. در یک برج 60 متری یا 100 متری, این اثرات P-Delta می تواند ممان پایه را افزایش دهد 5% به 15%, حاشیه ای که می تواند به معنای تفاوت بین یک سازه پایدار و یک فروپاشی موضعی باشد. برای مدل سازی دقیق این, ما باید از یک حل کننده ساختاری تکراری استفاده کنیم که ماتریس سختی برج را در هر بار افزایش بار به روز می کند., حسابداری برای “نرم شدن” سازه همانطور که به باد متمایل می شود. این امر به ویژه برای پاهای آویزان بسیار مهم است, که در حال حاضر در حال مبارزه با کمانش ناشی از فشار هستند; گشتاور P-Delta اضافه شده بار محوری را خارج از مرکز می کند, تسریع شروع کمانش اویلر در زوایای پایه اصلی.
جنبه علم مواد تجزیه و تحلیل نیز مستحق بررسی عمیق است, به ویژه تاثیر دماهای پایین بر شکل پذیری فولاد. در بسیاری از مناطقی که بادهای شدید شایع است - مانند قطب شمال یا فلات های مرتفع - فولاد باید برای جلوگیری از چقرمگی خود را حفظ کند. “شکستگی شکننده” تحت نرخ کرنش بالا یک وزش باد. اگر دمای انتقال فولاد بالاتر از محیط محیط باشد, یک وزش ناگهانی می تواند باعث ایجاد شکاف در سوراخ پیچ یا جوش شود, منجر به یک فاجعه “باز کردن زیپ” از برج. بدین ترتیب, تحلیل مقاومت باد فقط مطالعه نیروها نیست, اما مطالعه مکانیک شکست و انتخاب مواد. ما به دنبال فولادهایی با بریدگی Charpy V بالا هستیم (CVN) ارزش های تاثیر. در چارچوب الف “تجزیه و تحلیل فنی محصول,” این بدان معنی است که برج فقط یک هندسه نیست; این یک مجموعه متالورژیکی است که به دقت تنظیم شده است. برهمکنش بین پوشش روی (گالوانیزه کردن) و فولاد پایه نیز باید در نظر گرفته شود, به عنوان تردی هیدروژنی یا “شکنندگی فلز مایع” در طول فرآیند غوطه وری، از نظر تئوری، می تواند ترک های ریز ایجاد کند که باد در نهایت از طریق خستگی از آنها بهره برداری می کند..
سرانجام, ما باید تکامل را در نظر بگیریم “طراحی سرعت باد” خود را در عصر تغییر الگوهای آب و هوایی. مهندسی مدرن در حال دور شدن از نقشه های تاریخی ایستا به سمت پویایی بیشتر است, “غیر ثابت” مدل های باد. ما اکنون شاهد ادغام دینامیک سیالات محاسباتی هستیم (CFD) با FEA ساختاری برای ایجاد “برهمکنش سیال-ساختار” (FSI) شبیه سازی ها. در مدل FSI, باد فقط به برج نیرو وارد نمی کند; حرکت برج در واقع هوا را به عقب می راند, تغییر میدان جریان در اطراف آن. این سطح از تجزیه و تحلیل است “استاندارد طلا” برای درک ریزش گرداب - جایی که مناطق متناوب کم فشار در پشت اعضا تشکیل می شوند, باعث می شود برج عمود بر جهت باد ارتعاش کند. در حالی که این در قطب های لوله ای بیشتر دیده می شود, برج های مشبک با مهاربندی متراکم نیز می توانند تجربه کنند “بوفه زدن” از ریختن گرداب تک تک اعضا. با تجزیه و تحلیل “عدد را رنده کرد” ($St$) از زوایای فردی و برج به عنوان یک کل, ما می توانیم اطمینان حاصل کنیم که فرکانس این گرداب های ریخته شده از حالت های ساختاری برج فاصله زیادی دارد.. این کل نگر, رویکرد چند رشتهای - که از ساختار دانههای متالورژیکی یک پیچ و مهره گرفته تا اتصال هواالاستیک عظیم یک دهانه 500 متری هادیها - را در بر میگیرد، آن چیزی است که یک تحلیل واقعاً دقیق از مقاومت باد برج انتقال خود نگهدار را تشکیل میدهد..